تبليغاتX
"•°ღای کاش مال من بودیღ°•"

"•°ღای کاش مال من بودیღ°•"

خدایا........ امدم باهات حرف بزنم

سی امین جشنواره فیلم فجر با ضد گلوله.......به پایان رسید

خبرآنلاین: مراسم پایانی این دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب با حضور سینماگران و مدیران سینمایی در تالار وحدت تهران برگزار شد. در این مراسم برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: بهترین فیلم: دیپلم افتخار: «روزهای زندگی» سعید سعدی و سیما فیلم و «ضد گلوله» رضا رخشان دیگر نامزدها: «ملکه» سیدابوالقاسم حسینی و بنیاد سینمایی فارابی، «نارنجی‌پوش» داریوش مهرجویی، «پل چوبی» علی سرتیپی و مهدی داوری، «بوسیدن روی ماه» منوچهر محمدی بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: پرویز شیخ‌طادی برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: داریوش مهرجویی «نارنجی‌پوش»، محمدعلی باشه‌آهنگر «ملکه»، همایون اسعدیان «بوسیدن روی ماه»، مانی حقیقی «پذیرایی ساده» بهترین فیلمنامه: سیمرغ بلورین: مصطفی کیایی برای «ضدگلوله» دیگر نامزدها: «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان، «روزهای زندگی» پرویز شیخ‌طادی، «ملکه» محمدرضا گوهری و محمدعلی باشه‌آهنگر، «نارنجی‌پوش» وحیده محمدی‌فر و داریوش مهرجویی، بهترین بازیگر مرد: سیمرغ بلورین: ‌فرهاد اصلانی برای «خرس» و «زندگی خصوصی» دیگر نامزدها: حمید فرخ‌نژاد «گشت ارشاد» و «روزهای زندگی»، رضا عطاران «خوابم می‌آد»، حسین یاری «یک سطر واقعیت»، میلاد کیمرام «ملکه»، مصطفی زمانی «یه عاشقانه ساده» بهترین بازیگر زن: سیمرغ بلورین: هنگامه قاضیانی برای «روزهای زندگی»، دیپلم افتخار بهناز جعفری برای «تلفن همراه رئیس جمهور» دیگر نامزدها: لیلا حاتمی «نارنجی‌پوش»، مهناز افشار «پل چوبی»، شیرین یزدان‌بخش «بوسیدن روی ماه»، ترانه علیدوستی «پذیرایی ساده» بهترین بازیگر مکمل مرد: سیمرغ بلورین: اکبر عبدی برای «خوابم می‌آد» دیگر نامزدها: حمیدرضا آذرنگ «ملکه»، ساعد سهیلی «گشت ارشاد»، افشین هاشمی «بی‌خداحافظی»، پولا کیمیایی «گشت ارشاد»، احمد مهرانفر «یه عاشقانه ساده» بهترین بازیگر مکمل زن: سیمرغ بلورین: یکتا ناصر برای «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» دیگر نامزدها: ویشکا آسایش «برف روی کاج‌ها»، شبنم مقدمی «بوسیدن روی ماه»، میترا حجار «نارنجی پوش»، بیتا فرهی «در انتظار معجزه» بهترین فیلمبرداری: سیمرغ بلورین: امیر کریمی برای «روزهای زندگی»، دیپلم افتخار: حسن پویا برای «راه بهشت» دیگر نامزدها: علیرضا زرین‌دست «ملکه»، حسین جعفریان «بوسیدن روی ماه»، تورج منصوری «پل چوبی»، بهترین تدوین: سیمرغ بلورین: هایده صفی‌یاری برای «نارنجی‌پوش» دیگر نامزدها: وارژ کریم‌مسیحی و مهدی سعدی «روزهای زندگی»، سعید شاهسواری «بی‌خداحافظی»، مهدی حسینی‌وند «گیرنده»، نیما جعفری جوزانی «ضد گلوله» بهترین موسیقی: سیمرغ بلورین: حسین علیزاده برای «ملکه»، دیپلم افتخار: ناصر چشم‌آذر برای «گشت ارشاد»، دیگر نامزدها: محمدرضا علیقلی «روزهای زندگی»، فردین خلعتبری «یک روز دیگر»، بردیا کیارس «سلام بر فرشتگان» بهترین طراحی صحنه و لباس: سیمرغ بلورین: عباس بلوندی برای «ملکه» دیگر نامزدها: علی نصیری‌نیا «روزهای زندگی»، پروین صفری «پل چوبی»، شهرام قدیری‌فر «‌شور شیرین»، لیلا حاتمی «پله آخر» نامزدهای بهترین چهره‌پردازی: سیمرغ بلورین: عباس صالحی برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: سعید ملکان «ملکه»، ایمان امیدواری «خوابم می‌آد»، رسول سیدعربی «آمین خواهیم گفت»، عبدالله اسکندری «یه عاشقانه ساده» بهترین صدابرداری: سیمرغ بلورین: ساسان نخعی برای «بوسیدن روی ماه» دیگر نامزدها: نظام‌الدین کیایی «نارنجی‌پوش»، رضا تهرانی «روزهای زندگی»، پرویز آبنار«بی‌خداحافظی»، عباس رستگارپور «ملکه» بهترین صداگذاری: سیمرغ بلورین: محمدرضا دلپاک برای «خرس»، دیپلم افتخار: فرامرز ابوالصدق برای «روزهای زندگی» دیگر نامزدها: امیرحسین قاسمی «ملکه»، پرویز آبنار «بی‌خداحافظی»، مهران ملکوتی «ضد گلوله» بهترین جلوه‌های ویژه بصری: سیمرغ بلورین: کامران سحر خیز، امیر سحرخیز، سیدهادی اسلامی برای «سلام بر فرشتگان، دیپلم افتخار: حسن ایزدی برای «ملکه» دیگر نامزدها: فرهاد یوسفی، سعید حاجی‌میری «بیداری»، حسین افشار «راه بهشت»، حسین صفا «روزهای زندگی» بهترین جلوه‌های ویژه میدانی: سیمرغ بلورین: محسن روزبهانی برای «‌روزهای زندگی» دیگر نامزدها: محسن روزبهانی «ملکه»، و «ضد گلوله»، جواد شریفی‌راد «شور شیرین»، عباس شوقی «خوابم می‌آد»، حمید رسولیان «گشت ارشاد»، حمید سلیمانی «راه بهشت» جایزه ویژه هیئت داوران: داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» بهترین فیلنامه اقتباسی: علی مصفا برای «پله آخر» سیمرغ زرین دبیر جشنواره: رسول صدرعاملی برای فیلم «در انتظار معجزه» و همچنین به تهیه‌کننده فیلم «شور شیرین» فیلم منتخب مردمی در بخش بین‌الملل: «ملکه» فیلم‌های اول بهترین فیلم: سیمرغ بلورین: «گیرنده» محمد قهرمانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دیگر نامزدها: محمدرضا تخت کشیان و جواد فرحانی «خوابم می‌آد»، عبدالحسین و محمد ابوالحسنی «تهران 1500»، حسن علیمردانی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی «سلام بر فرشتگان»، ابراهیم اصغری «پنج‌شنبه آخر ماه» بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: رضا عطاران برای «خوابم می‌آد»، لوح تقدیر: مانلی شجاعی‌فرد برای «میگرن»، دیگر نامزدها: مهرداد غفارزاده «گیرنده»، فرزاد اژدری «سلام برفرشتگان»، پیمان معادی «برف روی کاج‌ها» بهترین فیلمنامه: دیپلم افتخار: اکبر روح، مهرداد موفق یامی و مهرداد غفارزاده برای «گیرنده» دیگر نامزدها: علی مینایی و ابراهیم اصغری «پنجشنبه آخر ماه»، پیمان معادی «برف روی کاج‌ها»، مجید اسماعیلی «داستان سامرا» بهترین بازیگر مرد: دیپلم افتخار: سعید راد برای «گیرنده»، لوح تقدیر: ناصر گیتی‌جاه برای «خوابم می‌آد»، دیگر نامزدها: رضا عطاران «خوابم می‌آد»، محمود پاک‌نیت «پنجشنبه آخر ماه»، امین حیایی «پیشونی سفید» بهترین بازیگر زن: دیپلم افتخار: مهناز افشار برای «برف روی کاج‌ها» دیگر نامزدها: نیکی کریمی «من همسرش هستم»، باران کوثری «بغض»، هنگامه قاضیانی «میگرن»، پانته‌آ بهرام «میگرن» بهترین دست آورد هنری یا فنی: دیپلم افتخار: کارگروهی جلوه‌های رایانه‌ای فیلم «تهران 1500»، لوح تقدیر: روانبخش صادقی برای «فیلادلفی» دیگر نامزدها: سیدمحمود صدیقی «داستان سامرا»، امیر سحرخیز، کامران سحرخیز و سیدهادی اسلامی «سلام بر فرشتگان» مواد تبلیغی بهترین عکس: سیمرغ بلورین: جواد جلالی «بدرود بغداد»، دیپلم افتخار:آرزو اتحاد برای «سیزده 59» دیگر نامزدها: مهرداد امینی «ورود آقایان ممنوع»، مریم تختکشیان «زندگی با چشمان بسته»، مهدی دلخواسته «پایان نامه» بهترین پوستر: دیپلم افتخار:احسان برابادی برای «اینجا بدون من» دیگر نامزدها: محمد روح‌الامین «اینجا بدون من»، امیرشیبان خاقانی «مرهم»، بهزاد خورشیدی «یه حبه قند»، عبدالحمید خزایی برای فیلم «شکارچی شنبه»، «آقا یوسف» در بخش بین‌الملل بهترین آنونس: دیپلم افتخار:مهدی سعدی برای «اینجا بدون من» دیگر نامزدها: نازنین مفخم «گلچهره»، میثم مولایی «یه حبه قند»، امیرشیبان خاقانی «ورود آقایان ممنوع» و «مرهم» مستندها بهترین فیلم مستند: سیمرغ بلورین: «در جست‌وجوی پلنگ ایرانی» فتح‌الله امیری و صداوسیمای مرکز مازندران دیگر نامزدها: «مهرجویی کارنامه چهل ساله» مانی حقیقی، فرهاد توحیدی، «بهترین مجسمه دنیا» حبیب‌ احمدزاده بهترین کارگردانی: سیمرغ بلورین: مانی حقیقی برای «مهرجویی کارنامه چهل ساله» دیگر نامزدها: «بهترین مجسمه دنیا» حبیب احمدزاده، «در جست‌وجوی پلنگ ایرانی» فتح‌الله امیری، «اپیزود هملت در مجموعه‌ی کهریزک چهارنگاه» محسن امیریوسفی، «خلیج فارس» ارد عطارپور بهترین تصویربرداری: دیپلم افتخار: محمد لطیفیان برای «وقتی ابرها پایین می‌آیند» دیگر نامزدها: «البرز» ارسطو مداحی گیوی، «دیلمان بهشت نیاکان» محمدرضا قوام‌پور بهترین تدوین: دیپلم افتخار: بهمن کیارستمی و پیمان خاکسار برای «اپیزود هملت در مجموعه‌ کهریزک چهارنگاه» دیگر نامزدها: «بهترین مجسمه دنیا» مجید شتی، «وقتی ابرها پایین می‌آیند» معین کریم‌الدینی و «مهرجویی کارنامه چهل ساله» بهمن کیارستمی، پیمان خاکسار و مانی حقیقی بهترین تحقیق و پژوهش: دیپلم افتخار: ارد عطارپور و سعید ملیح برای «خلیج فارس» دیگر نامزدها: «1559» محمدرضا ابوالحسنی، «در جست‌وجوی پلنگ ایرانی» باقر نظامی بلوچی، محمدصادق فرهادی‌نیا، یزدان سینکایی، رحمان اسحاقی تیموری. جایزه ویژه هیئت داوران بخش مستند: «بهترین مجسمه دنیا» حبیب‌ احمدزاده
+ نوشته شده در  ساعت 22:58  توسط گیتی  | 

یه خبر خیلی خوب 24 ابان کنسرت بزرگ رضا یزدانیه باوجود اینکه از دوتا البوم های اخرشون اصلا خوشم نمیاد و کنسرت دقیقا وسط امتحانای میان ترممه اما هم درس میخونم هم حتما میرم چون دلم خیلی خیلی برا اجرای زنده اهنگای قدیمیشون  تنگ شده شک ندارم خیلی خیلی خوش میگذره یه شبه فوق العاده متفاوت میشه
+ نوشته شده در  ساعت 23:41  توسط گیتی 

گوشه ای از خاطراتم(4)

+ نوشته شده در  ساعت 0:0  توسط گیتی  | 

بازیگران پرطرفدار «گرگ و میش» قبل از معروف شدن


 
تیلور لانتر
بعد از موفقیت‌هایش در نمایش « Breaking Dawn» ما لانتر را در نقش‌های جدی تر دیدیم. اما او در این عکس که سال 2005 گرفته شده 13 سال دارد، با این حال حتی در نقش یک پسربچه در صحنه می‌درخشد. او اینجا صورتی واقعا بچه گانه دارد.

رابرت پتینسون
نقش: ادوارد کولن
 
رابرت پتینسون
ای کاش ما می‌توانستیم عکس‌هایی از کودکی رابرت پتینسون با قیافه بچه گانه برای شما بگذاریم. متاسفانه اولین تجربه بازیگری رابرت پتینسون در سال 2005 در نقش «سدریک دیگوری» در فیلم «هری پاتر و جام آتش» بوده است. یعنی زمانی که این پسر تا حدی بزرگ تر شده است. اما خودتان را ناراحت نکنید؛ او بزرگ‌تر و جذاب‌تر شده است، در بازیگری پیشرفت کرده و از نقش‌های مکمل در فیلم‌های هری پاتر به نقش اول یک فیلم درام رسیده است.

کریستین استوارت
نقش: بلا سوان
 
کریستین استوارت
امروز او خون آشامان و گرگ نماها را به جان هم می‌اندازد، اما زمانی در سال 2002 جودی فاستر را برعلیه «جارد لتو» در «اتاق وحشت» می‌شورانید. او زمان ساخت فیلم «اتاق وحشت» تنها 11 سال داشت و درکل شبیه یک آدم دیگر بود، حتی شاید شبیه یک پسر بچه
اما امروز او خانم جوانی شده است،
اما ظاهرا الان فراموش کرده چگونه زورکی لبخند بزند!

داکوتا فنینگ
نقش: جین 
داکوتا فنینگ
قبل از ساخته شدن سری فیلم‌های «گرگ و میش» احتمالا بین تمام بازیگران فیلم از همه مشهورتر بوده است. این بازیگر 16 ساله خیلی قبل تر از این مشهور بوده است، او زمانی که فقط 7 سال داشت به خاطر بازی خوبش در فیلم «من سام هستم» مورد تحسین بازیگر نقش مقابلش یعنی «شان پن» قرار گرفت.

کلن لوتس
نقش: امت کولن 
کلن لوتز
لوتس از همان زمانی که در نقش جوان 19 ساله در مجموعه «زشت و زیبا» بازی کرد به سلامت و اندام ورزشکاری خود اهمیت می‌داد. فقط یک سال بعد از این فیلم اولین حضور جدی خود را در درام ژیمناستیکی "Stick It" تجربه کرد (عکس بالا)

اشلی گرین
نقش: آلیس کولن 
اشلی گرین
شاید تعدادی از بازیگران گرگ و میش قبلا هم در فیلم‌ها و نقش‌های مهم بازی کرده باشند، اما در مورد گرین قضیه فرق می‌کند. او قبل از نقش آفرینی اش در «گرگ و میش» تنها در دو فیلم فقط به عنوان مهمان حضور داشت: "Punk'd" و "Crossing Jordan". اما اگر از روی این عکس که مربوط به دوران مدرسه است قضاوت کنیم باید بگوییم او چهره ای دارد که همیشه مورد توجه بوده و خواهد بود.

نیکی رید
نقش: روزالین ‌هال
 
نیکی رید
نیکی در 15 سالگی به‌ هالیوود معرفی شد. او در فیلم درام تین ایجری «سیزده» خوش درخشید و پنج سال بعد از آن هم در فیلم «گرگ و میش» ظاهر شد. بد نیست بدانید «ایوان راشل وود» همبازی او در «سیزده» نیز بعد از آن در سریال خون آشامی‌ پرطرفدار «خون واقعی» بازی کرد.

جکسون راتابون
نقش: جاسپر‌ هال
 
جکسون راتبون
بزرگ ترین بازیگری که با گرگ و میش معروف شد. پسر 25 ساله ای که در فیلم‌های «گرگ و میش» مثل آدم بزرگ‌ها رفتار می‌کرد. البته ما که یادمان نرفته 5 سال پیش که به عنوان مهمان در "The O.C." حضور پیدا کرد او هم پسری نوجوان بیش نبود.

برایس دالاس هووارد
نقش: ویکتوریا
 
برایس دالاس هاوارد
هووارد از سال  2000 بازیگر بوده است و در آن سال در فیلم "How the Grinch Stole Christmas." بازی کرد. البته او باید موفقیت و پیشرفت سریعش در بازیگری را مدیون پدرش ران‌ هاوارد کارگردان بداند. همانگونه که خودتان می‌بینید حتی وقتی به عقب و سال 2002 برگردیم زمانیکه این عکس گرفته شده است، او جذابیت خودش را داشته. اما انگار در اینجا بینی اش کمی ‌کشیده تر است! شاید برای خوش آشام شدن باید بینی‌اش کمی ‌کوتاه می‌شد!

پیتر فاسینلی
نقش: کارلیسل کولن
 
پیتر فاسینلی
ما واقعا نمی‌توانیم باور کنیم که فاسینلی قبل از «گرگ و میش» و در سن ده سالگی در "Can't Hardly Wait" بازی کرده باشد. کسی که در «گرگ و میش» بزرگ خانواده کولن‌ها بود.  او قطعا جذاب تر از زمانی هم شده است که نقش دوست پسر «جنیفر لاو هویت» را بازی می‌کرد.

آنا کندریک
نقش: جسیکا استنلی
 
آنا کندریک
او از همان زمانی که در Deering High School شرکت می‌کرد دختر بانمکی بود، و حالا این دختر 25 ساله شاید بیشترین فاصله را با تمام بچه‌های «گرگ و میش» داشته باشد. اگرچه در گرگ و میش نقش کوتاهی داشت و در نقش دوست انسانی بلا بازی کرد، کندریک تنها کسی بود که در زمانی نه چندان دور برای بازی اش در فیلم «بالا در آسمان» نامزد اسکار شد.

گرفته شده از:

http://zamannews.ir
+ نوشته شده در  ساعت 0:0  توسط گیتی 

دوباره ســــــــــــــــــــــلام

سلام امروز اولین روز تابستون برا منه

امروز امتحانام تموم شد

شایدبرم استخر

اما سینما و رستوران بوف رو حتما میرم

-----------------------------------------------

نظرتون درباره قالب وبلاگم چیه؟

اگه بده ادرس سایت و اسم قالبی رو که دوست دارید بذارم زیر وبلاگم رو بگید تا اون رو بذارم


+ نوشته شده در  ساعت 14:43  توسط گیتی  | 

مراسم پایانی جشنواره بیست و نهم فیلم فجر چهارشنبه ۲۷ بهمن ساعت ۱۹ در سالن اصلی مرکز همایش‌های برج میلاد برگزار می‌شود.

سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی: سعید ملکان برای فیلم «فرزند صبح».

سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه رایانه ای: هدیش بیگدلی شاملو برای فیلم «خیابان های آرام».

سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه میدانی: محسن روزبهانی برای فیلم «سی و سه روز».

سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس: پروین صفری برای فیلم «راه آبی ابریشم»

سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری: آرش برومند برای فیلم «گزارش یک جشن».

سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری: اسحاق خانزادی و علی ابوالصدق برای فیلم «جرم».

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: سید شهاب الدین حسینی برای بازی در فیلم «جدایی نادر از سیمین».

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن: ساره بیات برای بازی در فیلم «جدایی نادر از سیمین»

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد: مهدی هاشمی برای بازی در فیلم های «آقا یوسف» و «آلزایمر».

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن: ویشکا آسایش برای بازی در فیلم «ورود آقایان ممنوع».

سیمرغ بلورین بهترین موسیقی: علیرضا کهن دیری برای فیلم «سیزده ۵۹».

سیمرغ بلورین بهترین بهترین تدوین: مصطفی خرقه پوش برای فیلم «جرم».

سیمرغ بلورین بهترین فیلم برداری: بهرام بدخشانی برای فیلم «راه آبی ابریشم». 

سیمرغ بلورین بهترین فیلم نامه: اصغر فرهادی برای فیلم «جدایی نادر از سیمین».

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: اصغر فرهادی برای فیلم «جدایی نادر از سیمین».

سیمرغ بلورین بهترین فیلم: مسعود کیمیایی برای فیلم «جرم».

سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران: «جدایی نادر از سیمین» و «خیابان های آرام». 


 

+ نوشته شده در  ساعت 22:8  توسط گیتی 

زنده تر تابنده تر از هرچه خورشیدی

اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب.

شهادت امام رضا را به همه تسلیت می گم

+ نوشته شده در  ساعت 22:51  توسط گیتی 

......

 داغونم اون قدر حالم بده که احساس میکنم دارم میمیرم میخوام با تموم وجود داد بزنم اما صدام در نمیاد می خوام.....

خدایا اگه میخوای ببریم الان وقتشه دیگه نمیخوام باشم امشب یه اتفاقی افتاد که باعث شد هیچی برام نمونه  امشب.. همین ده دقیقه پیش یه روانی که تا قبل از این ماجرا تموم وجودم بود و احساس میکردم بدونش نمیتونم حرفی زد که اتیش گرفتم الان طوری دارم اشک میریزم که احساس میکنم اگه گریه ام تا دو دقیقه دیگه بند نیاد از هق هق زیاد خفه میشم دیگه هیچی برام نمونده  با تموم وجود دلم میخواد خودش جوابم رو بده اخه خدا چرااااااااااااا؟

من تموم فرصت های دو سال از سرنوشت سازترین سال های زندگیمو به خاطر کسی از دست دادم که ده دقیقه پیش فهمیدم اونی که فکر میکردم نبوده امشب اوج بی کسی رو تجربه کردم امشب از ته دل احساس میکنم دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم امشب..........

خدایا میخوام شکایت کنم  : اگه دوسم داشتی نمیذاشتی به اینجا برسم

دستام داره می لرزه نمیتونم تایپ کنم  کیبرد به خاطر اشکام خیسه و.......

اما من هر طور شده تایپ میکنم چون فقط همین راهه که ارومم میکنه خدایا من اصلا فکرشم نمیکردم اخه چرا این طوری شد چرا کاری نکردی که بنده ات به بزرگ ترین دروغش زود تر اعتراف بکنه........میدونم حرفام خودخواهیه اما به خودت قسم حالم بدجور خرابه و  دنبال مقصرم ....... وقتی دروش فاش شد تموم غم های دنیا رو سرم سرازیر شد احساس کردم دیگه نمیتونم رو پاهام بایستم کمک خواستم اما صدایی نشنیدم:

ساعت 22:30 پالتو و چکمم رو پوشیدم و از خونه اومدم بیرون رفتم پایین تا برف های جمع شده روی زمین جلوی اپارتمان رو تماشا کنم از بچگی عاشق برف و برف بازی بودم هیچ وقت لذت دیدن برف رو با هیچ چیز عوض نمیکنم شروع کردم تو برف راه رفتن و همین طور با برف هایی که روی شیشه ی ماشین ها جمع شه بود بازی میکردم ....روشون نقاشی میکشیدم ........ بهش زنگ زدم....

- الو سلام

- سلام

-خوبی؟

- اره

- تولدت مبارک

ـ مرسی

ـ من دیشب کاری کردم که خیلی پشیمونم

ـ چی کار؟

ـ جواب یه پسر رو دادم

ـ چی گفتی؟

ـ هیچی تبریزی بود کارشناسی ارشد ریاضی رو تموم کرده بود خیلی باشخصیت بود

ـ افرین چه خوب پسر خوبی بوده

ـ اره اصلا برات مهم نیست

ـ که چی؟

ـ که جوابشو دادم

ـ اره تو دلم عروسیه

ـ یعنی چی؟

ـ خنگی مگه؟

ـ اره من خنگم جواب بده

ـ دارم مسخره میکنم

ـ یه لهجه ضایعی داشت اصلا نمیشد باهاش حرف زد تو گفتی برم من واقعا داشتم میرفتم

ـ حالا یه جوری میگی انگار داشتی کجا می رفتی

ـ اما من داشتم می رفتم با یکی دیگه دوستم گفت بهتره به جای اینکه با یکی رفاقت کنی با همه فقط برای سرگرمی باشی منم حرفش رو گوش دادم و شماره یکی رو الکی گرفتم اما بعدش مثل بچه ها عذاب وجدان تموم وجودم رو فرا گرفت احساس کرم نمی تونم خانت کنم

ـ این یزایی که در مورد فرار گفتم دروغ بودا

ـ اره حدس زدم

ـ اخه میدونستم تو جرات فرار نداری من شاید صدبار به ذهنم زده رسیده بود همه چیز رو بردارم و فرار کنم اما بعد باخودم فکرکردم خیلیا هستن که من رو دوست دارن و با رفتنم  ناراحت میشن

ـ داری نصیحتم میکنی؟

ـ نه

ـ پس کسی هم هست که دوست داشته باشه

ـ اره پدرو مادرم

ـ من میخواستم فقط چند روز برم و برگردم اما بعد باخودم گفتم اگه برم دیگه برگشتی درکارنیست کسی راهم نمیده (زدم زیر گریه....)شاید پدرمن از خداش باشه که من برم

ـ گریه میکنی؟

ـ (ایستادم کنار یه206 نقره ای و همین طور که برف های روی شیشه اش رو پاک میکردم گفتم نه.....)

ـ تو داری گریه میکنی

ـ نه چیزی نیست

ـ چه طور؟دخترا بابایی ان و پسرا مامانی

ـ نه اینا همش حرفه اون اصلا براش مهم نیست من باشم یا نه......فقط برو خدا رو شکر کن که پدری مثل من نداری

ـ خوب جدا از پدرت.مادرت که هست

ـ فقط خدارو شکر کن که پدری مثل من نداری

ـ‌الان تو فکرکردی پدرمن خیلی خوبه؟فکرنکن حالا من چون اینجورمیخندم یعنی خیلی شادم مگه پدرت چیکار میکنه

-نگفتی بابات چیکار میکنه؟

ـ اگه بهت بگم نسبت بهم احساس ترحم میکنی و من از حس متنفرم

ـ‌ نه بگو

ـ فقط برو خدا رو شکر کن......همین...حداقل پدر و مادرت تو رو اون قدر دوست دارن که اینده ات براشون مهم باشه و باشگاه میری

ـ تو این همه کلاس میری

ـ کدوم کلاس؟

ـ من فقط همین یه باشگاه رو دارم در عوض تو درست خوبه ولی من تموم معدلام  زیر 15 است     

ـ چرا به من نگفتی درست بده؟با باشگاه رفتن که نمیشه به جایی رسید

ـ‌ میدونم درس مهم تره اما من درسم خیلی ضعیفه

ـ من الان ازمون های قلم چی رو میدم این به درسم کمک میکنه تو هم میتونی مثلا همین کلاسا رو بری

ـ یه چیزی تو زندگی من هست که اگه بدونی اسمم هم نمیاری

ـ چی

ـ اگه بگم تو برای همیشه میری

ـ‌ بگو منم حرفای زیادی برای گفتن دارم اتفاقایی برام افتاده که حتی تصورشم نمیکنی

ـ‌ من دوم نیستم اولم

ـ‌ چی ؟چی داری میگی

ـ فقط همین بود دیگه چیزی نیست که نگفته باشم

ـ چرا دروغ گفتی؟تو ازمن یه سال کوچیک تری؟پارسال اول گفتی دومی بعد گفتی اولی و حالام که یه سال گذشته میگی اولی چی داری میگی؟من اون موقعم که فهمیدم دوماه تفاوت سنی داریم دیگه نمیخواستم باهات باشم چه برسه به الان که میگی..........باورنمیکنم..........اخه چرا زودتر نگفتی باید بعد ازده ماه بفهمم که............(اشکام می ریخت روی برف های جلوی ماشینی که جلوش ایستاده بودم ..........از سرما تمام بدنم بی حس بود  .........یه لحظه احساس کردم پاهام سست شد و نتونستم بایستم..........)

ادامه دارد.........





+ نوشته شده در  ساعت 22:32  توسط گیتی  | 

"...تولّدم مبارک..."

  این محل در دست تعمیـــــــــــــــــــــــــــــر است

            دیروز تولدم بود فردا درموردش اپ میکنم           

                                                                                            

+ نوشته شده در  ساعت 22:10  توسط گیتی  | 

میلاد امام هشتم مبارکـــــــــ

سلام به همگی

 امروز تولد اونی که خیلی دوسش دارم

لیاقت بارها بوسیدن ضریحشون داشتم

اما اون قدر پرگناهم که توقع اجابت دعا هام رو ندارم

اگه اخرین نفرم باشم ......به یه نیم نگاه ازشونم راضیم

یا امام رضا تو این سال تحصیلی جدید تنهام نذار

تو یه شرایط بد درس میخونم کمکم کن که دوباره جو دبیرستان نگیرتم و......

خلاصه خودت کمکم کن اون قدر با بنده ها انس نگیرم که خدا رو فراموش کنم

همون خدایی که همه به یگانگی قبولش دارم همه میگیم خدا

 مهم اسمش نیست مهم روح و اصل کلمه است که تو فریاد هر ادم با هر دین و مذهبی یکیه

یا امام رضا دعای دل همه جوونا رو براورده کن و هیچ موقع تنهامون نذار

میلاد امام رضا مبارک

            تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                 

+ نوشته شده در  ساعت 22:8  توسط گیتی  | 

گوشه ای از خاطراتم(3)

گفت:مال منی

گفتم: بعد از هفت ماه انتظار

گفت: اره

گفتم :باش

حالا دیگه مال منه

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــال خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

 یه چند نفری نگرانن  اما من خوشحالم خیلیا درک نمیکنن که بعد از هفت ماه انتظار این لحظه رو :ساعت.....شب دوم قدر سال هشتاد ونه رو تا اخر عمر فراموش نمیکنم

انتظار رسیدن بهش رو با تموم وجودم حس میکردم و حالا که مال منه هیچی نمیتونه اون رو از من جدا

کنه

حالا اون دیگه مال منه و میخوام اسم وبلاگم رو عوض کنم

شما بگو ....

همه بگن : اسم وبلاگم رو چی بذارم؟

                       تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                   ۱۷مهر روز جهانی دختر رو پیشاپیش به خودم تبریک میگم    

 

                    

+ نوشته شده در  ساعت 19:58  توسط گیتی  | 

دو راهی

                                    سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بیا برگردیم اون روزا
ما که همدیگرو داریم
کی گفته آخره خطیم
کی گفته آخره کاریم
تو دستاتو تکون میدی
همینجا آخره راهه
داریم از هم جدا میشیم
داریم میریم تو بیراهه
میترسیدم از امروزی که
تو قلبه کسی جا شی
دارم فرداتو میبینم
محاله با کسی باشی

داری از اول جاده
دو راهی رو نشون میدی
از این لحظه جدا میشیم
تو دستاتو تکون میدی
حالا من موندمو سایم
که از تنهایی بغ کرده
منو این لحظه ی پایان
که دنیامو قرق کرده

تو دستاتو تکون میدی
همینجا آخره راهه
داریم از هم جدا میشیم
داریم میریم تو بیراهه
میترسیدم از امروزی که
تو قلبه کسی جا شی
دارم فرداتو میبینم
محاله با کسی باشی

تو دستاتو تکون میدی
همینجا آخره راهه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام به همگی بعد از مدت ها اپمــــــــــــــــــــــــــــم

امروز رفته بودم دکتر از نوعه پوســــــــتشــــــــ

بار دوم بود داشتم میرفتم مطب خیلی شلوغ بود اما ایناش اصلا مهم نبود مهم این بود که دخترایی که اون جا بودن همه برای زیبایی اومده بودن ومن............

یه سوال فقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــط از پـــسرا:

نظرتون درمورد دخترایی که تو خیابونا ارایش میکنن و به نوبه ی خودشون شیک پوشن چیه؟ تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد به نظر شما یه دختر درمحدوده ی سنیه ۱۶ تا ۲۶ سال بهتره خیلـــــــــــــــــــی به خودش برسه و بیاد بیرون؟یا درحد معمولی ارایش کنه

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

یا اصلا چادری باشه؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

(خواهشا بعد از یه کمی فکر جواب بدید)

 

یه سوال فقـــــــــــــــــــــــــــــــــط از دخترا:

چون هممون گلیم هیچ سوالی ندارمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حالا یه سوال از خودمــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز که دو ساعت و نیم از میدون ...تا میدون ...........تنها بودی چیکار کردی؟

تغریبا دو ساعت ونیم تو مطب بیکار بودم  اون قدر بی حوصله بودم که تو این دو ساعت با هیچ کی حرف نزدم  موقعه برگشتم به خودم جایزه دادم و فیلم دموکراسی تو روز روشن رو که یه بار تو سینما دیده بودم رو خریدم که یاد و خاطره ی اوایل خرداد ماه    که با برو بچ رفته بودیم سینما و دیدمش دوباره زنده بشه و در اخر با شنیدن تیکه های فراوان به خونه برگشتم (یارو میگفت خانم این ور رو نگاه و ما اون ور رو نگاه)و حالا در خدمت شمام..................

+ نوشته شده در  ساعت 0:53  توسط گیتی  | 

سلام یه هفته درگیر امتحانات قلم چی هستم و بعدا مفصل توضیح داده میشه که چرا نیستم

واما مقلد شیطان رو  فعلا خودم در موردش نمینویسم با پیکری برنامه هفت کاملا متوجه شدم که نقد فیلمی رو پرده است (اونم من در اوردی) زیادم کار جالبی نیست

پس دیگه هیچ موقع ایراد نمیگیرم اما باور کنید من فقط درمورد دوسه تا فیلم روی پرده یه چیزایی گفتم که فقط چهل سالگی رو خوب یه خوردیه زیاده روی کردم و ......

من فقط داستان مثنویه معنوی رو گفتم

به هر حال دیگه موضوعای فیلم رو حتی اگه یه داستان از ادبیات خودمون باشه هم کامل نمیکنم چون فیلم روی پرده سینماست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

افتاب:

 

 

فیلم "مقلد شیطان" تجربه ای موفق در گونه سینمای پلیسی است، فیلمی جذاب و پرتعلیق که مخاطب را تا پایان با خود همراه می کند.

فیلم سینمایی "مقلد شیطان" داستانی تازه، پرتعلیق و پرکشش دارد که تماشاگر را با خود همراه می کند، فیلمساز تلاش کرده در نخستین تجربه کارگردانی اش در سینما در فضایی تازه قدم بگذارد و با فاصله گرفتن از کلیشه های آثار پلیسی در سینمای ایران به فیلمش جذابیت داده است.

فیلم موفق شده با توجه به محدودیت ها و ممیزی روابط شخصیت ها و مناسبات آنها را به شکلی قابل باور به تماشاگرش بقبولاند، شخصیت منفی (اصغر همت) خوب از کاردرآمده، یک بدمن تمام عیار خبیث که آمیزه ای از هوشمندی و بی رحمی است، با قبول این شخصیت که پیشینه جالبی هم دارد، صادقی موفق می شود فیلمش را پیش ببرد، در چنین درام هایی اگر شخصیت اصلی باورپذیر نباشد فیلم از بین می رود و رابطه تماشاگر با اثر مخدوش می شود.

"مقلد شیطان" در نمایش تقابل نیروی خیر و شر و گره افکنی درباره سرنوشت ضد قهرمان و قهرمان موفق است، تماشاگر درگیر بازی پروانه (ساره بیات) و داود (کامبیز دیرباز) می شود و تا سکانس پایانی نمی فهمد که قهرمان قرار است چگونه از پس این آزمون بزرگ برآید، بیشتر امتیازهای فیلم نخست صادقی به فیلمنامه برمی گردد، کاستی ها و خامدستی های یک فیلم اول را به خوبی می توان در "مقلد شیطان" دید.

بازی ها یکدست نیست، هرچند قابل قبول است اما اگر بازی ها در یک سطح بود فیلم چند مرتبه بالاتر قرار می گرفت، ساره بیات، اصغر همت و در سکانس هایی کامبیز دیرباز خوب هستند و از عهده نقش ها برآمده اند اما بقیه در این حد نیستند، فضاسازی در سکانس هایی قوی نیست، اما کارگردان توانسته ریتم فیلم را حفظ کند بدون این که تعلیق قربانی شود، "مقلد شیطان" تا پایان خوب پیش می رود.

یکی از جذابیت های این فیلم نمایش تصویری تازه از پلیس است، در فیلم با دو پلیس روبروئیم، یکی پلیسی فاسد که پاکسازی شده و مشخص است عقده های روانی در گذشته او را به شیطان تبدیل کرده که مرزهای اخلاقی را پشت سرگذاشته و دیگری پلیسی که در پایان از آزمونی بزرگ سرفراز بیرون می آید. نمایش تقابل سرنوشت این دو پلیس و فرجام هردو برای تماشاگر جذاب است.

"مقلد شیطان" پس از چند سال روی پرده رفته و کمی رنگ و بوی کهنگی دارد اما این گذشت زمان امتیازهای قصه و جذابیت های فیلم را کمرنگ نکرده است، فیلم تجربه ای قابل قبول و جسورانه در سینمای پلیسی است که در صورت حمایت می توانست این گونه مهجور را احیا کند، افشین صادقی با این فیلم نشان می دهد استعداد روایت قصه های پرتعلیق و داستان های پلیسی را دارد.

فیلم سینمایی "مقلد شیطان" با بازی کامبیز دیرباز، ساره بیات، اصغر همت، شقایق فراهانی، سیروس ابراهیم زاده و... مدتی است اکران عمومی شده است.

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:47  توسط گیتی 

امشب اولین شبه قبل از ماه رمضون هشتاد ونه

این ماه رو خیلی دوست دارم به خاطر سریالای هرشبش

نه شوخی کردم به خاطر اینکه محبت خدا تو این ماه  خیلی بیشتر از ماههای دیگست

و یه دلیل دیگم داره که ..........به خودم و خدام مربوطه

درکل شروع این ماه رو به همه تبریک میگم  خیلیا تو این ماه کم تر گناه میکنن یا اصلا راهشون کج نمیشه(خوش بحالشون.....)

امیدوارم ماهم جز یه چنین افرادی باشیم

+ نوشته شده در  ساعت 22:47  توسط گیتی 

گوشه ای از خاطراتم(2)

فونت زيبا ساز فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا س
+ نوشته شده در  ساعت 17:21  توسط گیتی  | 

سلام به همگی(دیگه از این به بعد میخوام سلام کنم................)

امروز امروز که چی بگم الان ۱۵ دقیقه ست که فردا شده پس دیروز بعد از دو هفته پافشاری من تصمیم گرفتیم بریم برج میلاد با چه ذوق و شوقی سوار ماشین شدم و با چه هیجانی راه افتادیم وقتی رسیدیم گفتن که برج میلاد فقط روزای فرد بازه حالا فقط ما نبودیم که ضایع شده بودیم یه خانواده دیگم بود که اومد بود و دست از پا دراز تر داشت برمیگشت

دارن‌ یه‌ برجی‌ می‌سازن‌ با ده‌ هزار تا پنجره‌

می‌گن‌ که‌ قد برجشون‌ از آسمون‌ بلن‌تره‌
برای‌ ساختنش‌ هزار هزار درختو سر زدن‌
پرنده‌های‌ بی‌درخت‌ از این‌ حوالی‌ پر زدن‌
می‌گن‌ که‌ این‌ برج‌ِ بلند باعث‌ افتخار ماس‌
حیف‌ که‌ کسی نمی‌دونه خونه‌ی افتخار کجاس
باعث‌ِ افتخار تویی‌ دختر توی‌ کارخونه‌
که‌ چرخ‌ِ زنده‌موندن‌و دستای‌ تو می‌چرخونه‌
باعث‌ افتخار تویی‌ سپور پیر ژنده‌پوش‌
نه‌ این‌ ستون‌ سنگی‌ لال‌ بدون‌ چشم‌ و گوش
ستون‌ آسمون‌ خراش‌ ! سایه‌ت‌و ننداز رو سرم‌
تو شب‌ بی‌ ستاره‌ هم‌ ، من‌ از تو آفتابی‌ترم‌
یه‌ روز میاد که‌ آدما تو رو به‌ هم‌ نشون‌ بدن‌
به‌ ارتفاعت‌ لقب‌ «پایه‌ی‌ آسمون‌» بدن‌
اما خودت‌ خوب‌ می‌دونی‌ پایه‌ نداره‌ آسمون‌
اون‌ که‌ زمینی‌ نمی‌شه‌ با حرف‌ پوچ‌ اینو اون‌
پس‌ مث‌ طبل‌ صدا نکن‌ ! نگو بلن‌ترین‌ منم‌ !
من‌ واسه‌ رسوا کردنت‌ حرف از درختا می‌زنم!‌
درختای‌ مُرده‌ هنوز ، خواب‌ِ پرنده‌ می‌بینن‌
پرنده‌های‌ بی‌ درخت‌ رو سیمای‌ برق‌ می‌شینن‌
به‌ قدُ قامتت‌ نناز ! آهای‌ ! بلندِ بی‌خبر !
درختا باز قد می‌کشن ، حتا تو سایه‌ی تبر
ستون‌ِ آسمون‌ خراش‌ ! سایه‌ت‌و ننداز رو سرم‌
تو شب‌ بی‌ ستاره‌ هم‌ ، من‌ از تو آفتابی‌ترم‌

اما این قشنگ تره:

اسم پایتختو با خون ، می نویسم واسه یادداشت
تنها چیزی که تو دنیا ، روی پاهام نگهم داشت
سر و ته کنم تو جاده ، مقصدم تهش همین جاست
وسط برجای تهرون ، ازدحام شعر و رویاست
می گذره این روزا از ما ، ما هم از گلایه هامون
عادی می شن این حوادث ، اگه سختن اگه آسون

منبع:http://marlboro.blogfa.com


چهل سالگی رودیدم خیلی بی هدف داشتم از پله های سینما بالا میرفتم شک نداشتم فیلم جالبی نیست اما به هرحال رفتم تو وقتی که فیلم تموم شد از اینکه حتی برای این فیلم چهار تومن خرج کرده بودم ناراحت بودم

موضوع فیلم از زبان اقای محمد رضا فروتن:

روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد، دختر بيمار شد. هيچ كدام از طبيب هاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...(دیگه از این به بعدش نیست که خودم مینویسم) طبیب رو پیش دختر میبرن اونم نبض دختر رو میگره و اسم تمام شهر هارو میاره به سمرقند که میرسه نبض دختر تند میزنه بعد اسم تمام شغل هارو میگه به زر گری که میرسه نبض دختر تند میزنه طبیب میگه باید یه عالم هدیه ببرین وبه یه زرگر تو سمرقند بدید پسر رو پیدا میکنن و پادشاه یه مهمانی ترتیب میده که توش پسر رزگر و دختره همدیگرو ببینن پادشاه میفهمه این دونفر همدیگه رو دوست دارن دختر رو طلاق میده تا بره با پسر زرگر اردواج کنه بعد طبیب که میفهمه یه دارو تو غذای زرگر می ریزه که اون روز به روز زشت تر میشه و از چشم دختر میفته و تازه دختره میفهمه که عاشقه پادشاهه

این داستان از مثنوی معنویه که محمدرضا فروتن توی فیلم این داستان رو برای دخترش توضیح میده وبه همین روال داستان اصلی فیلم پیش میره داستان اصلی فیلم اینه:یه پسر و دختر(لیلاحاتمی وفرزان اطهری:زرگر)هم دیگر رو دوست داشتن پسره میره خارج دختره با محمدرضافروتن(پادشاه) ازدواج میکنه بیست سال بعد دوباره پسر اولی پیداش میشه و عزت ا... انتظامی(طبیب)به محمدرضا فروتن کمک میکنه تا دوباره همسرش رو به زندگی برگردونه حالا بگذریم ازموضوع ساده ی فیلم بریم سر بازیگراش من که فقط به خاطر محمد رضا فروتن رفته بودم حالا بگذریم از اینکه مانکن بین المللی بود و شاید به خاطر تیپ و قیافش اوردنش توی فیلم اما فزران اطهری هم اگه بخواد همین جور ادامه بده میشه مثل محمدرضاگلزار که همه بخاطر قیافش میان سینما 

زیباترین صحنه ی فیلم هم بازجویی از لیلا حاتمی بود من نمیدونستم صحبت کردن بانامحرم علاوه برگناه بودن جرم هم هست تو فیلم میگفت

......................................................................................................................................................

+ نوشته شده در  ساعت 1:4  توسط گیتی  | 

اینو بدون فدات بشم تو بدترین وضعیتم

من-داری راه می ری؟

اون-اره

من-هیس هیچی نگو

من-

اون- گریه؟باید بخندی داری از دست من راحت میشی

من- تو هیچ احساسی نداری؟

اون-نه من گریه نمی کنم چون ندارم از دستت میدم تو بعد از خرداد دوباره زنگ میزنی

من-من زنگ نمیزنم

اون-گریه نکن الان چشمام سرخ میشه میرم خونه مامانم گیر میده

من-قربون گریه هات برم رفتنتم به دل نشست باید پیاده شیم گلم قایقمون به گل نشست

اون-بازم مجید خراطها

 

من-به یادمن اهنگ پیاده میشم یاس رو گوش میکنی؟

اون-باش

من-من به یاد تو چی گوش کنم؟

اون-اینو زدم تا بدونی

من-این دم اخری یه خورده سلیقه داشته باش

اون-نمی دونم خودت یه چیزی بگو

من-یه اهنگی هست یادم نیست اسمش چیه چی خونده یادم نیست کی خونده یادم اومد اونو گوش میدم

اون-باش

+ نوشته شده در  ساعت 21:49  توسط گیتی 

سلطان راک ایران

 

 

 

 

 

عکس‌هایی از کنسرت رضا یزدانی با حضور ستارگان سینما - www.jalalpic.com

عکس‌هایی از کنسرت رضا یزدانی با حضور ستارگان سینما - www.jalalpic.com

عکس‌هایی از کنسرت رضا یزدانی با حضور ستارگان سینما - www.jalalpic.com

به نظر من این عکس از همش قشنگ تره

این دونفر نیومده بودن پس تو این عکس چی کار میکنن اقای یزدانی معرفی شون نکرد

شایدم  معرفیشون کرد من نفهمیدم

                   این عکسم خیلی قشنگه

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:40  توسط گیتی 

و خدایی که در این نزدیکی ست

 

اون مکالمه ی بین خودم و دوستم رو بر داشتم برای اینکه بعضی ها خوششون نیومد این اپلود (یه سوال)رو هم برداشتم به جاش اینا رو نوشتم چون دیگه نمیخوام کمکشون کنم

بالاخره تصمیمم رو گرفتم من این اپلود رو برداشتم چون دیگه نمیخوام بهشون کمک کنم درمورد اینکه چرا پشیمون شدم هم یه مطلب طولانی نوشته بودم که چون ادامه مطلبش کار نکرد منم اعصابم خورد شد و برش داشتم در کل خلاصه اون همه مطالب این بود که استخاره کردم بد اومد گفت مشکل داره منم کلی فکر کردم دیدم که حق با خوده با مرامشه کمک کردن به این پسر کلی مشکل سازه.........................

 

دیروز دیدید هنرمندان رفته بودن پیش رهبر کشورمون اخه بعضی ها با این کاراشون لج ادمو در میارن بازیگر خانمی که همه میدونن بیرون چی جوری میان و ده بار شالشون از سرشون میفته اونجا چادر پوشیده بودن اخه خانم محترم شما اگه شالتو یه خورده میاوردی جلوتر خیلی بهتر از این بود که با اون جور اومدنت شان چادر رو بیاری پایین...........

دیروز اس ام اس دادم به یکی که با اقای یزدانی در تماس بود نوشتم:

سلام شب شما بخیر ببخشید اقای یزدانی گیتار درس میدن

سلام من نمیدونم اما تا اون جایی که اطلاع دارم ایشون گیتارشون خوب نیست حالا ازشون می پرسم بهتون خبر میدم

اخ فکر کنم ابروم رفت ضایع شدم خوب پس اون که روی سن دسشون بود چی بود؟ گیتار الکتریک بود دیگه من تو وب سایت رسمیشون خوندم گیتار درس میدن خوب چرا الکی مینویسن و دل ادمو خوش میکنن

امروز رفتیم برای ثبت نام مدارس چندتا مدرسه از جمله شاهد رو رفتیم که گفتن اول بچه های خودشون رو ثبت نام میکنن بعد اگه جا خالی بود من میتونم برم رفتیم دم مدرسه محبوب خودم البته من نرفتم تو چون میدونستم مسئول مدرسمون انچنان از دیدن من خوشحال نمیشه بعد مثل اینکه گفته بوده این که دختر خودمه برای چی ثبت نامش نکنم البته اینم اضافه کرده بوده که اومدنش تو این مدرسه شرط داره اونم اینه که باید یه لیست از دوستای سال قبلش رو برام بنویسه بعد با اون دخترای که مشکل اخلاقی دارن به اضافه نگار نباید رابطه داشته باشه گفته بوده که از من و نگار سال بعد تعهد کتبی میگبره که حتی اگرخارج از مدرسه در حد اس ام اس هم باهم رابطه داشته باشیم اخراجمیون میکنه خلاصه مادر مدیر مستخدم مدرسه معلما چه میدونم فراش دم در کوچه همه دارن باهم تلاش میکنن که من از نظر اخلاقی فاسد نشم منم از دخالت های بی جاشون خیلی بدم میاد..........

امروز یکی خبر بد بهم داد یه موضوع خیلی تلخ رو که همیشه از شنیدنش می ترسیدم رو بهم گفت کلی گریه کردم اما احساس میکنم یه خرده بزرگ شدم چون بعد از شنیدن این ماجرا دوباره دستم (نرفت) سمت تیغ.............

+ نوشته شده در  ساعت 17:7  توسط گیتی  | 

قهوه تلخ

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای میدونید امروز چی فهمیدم فهیدم اقای مهران مدیری کار جدیدشون رو تو باغ شب های برره ساختن این باغ دقیقا دم در خونه ما بوده چرا من نرفتم ببینمشون چرا زودتر نفهمیدم یادمه برای شب های برره که رفته بودیم من و خواهرم رفتیم تو همین جور ایستاده بودیم اقای مدیری رو نگاه میکردیم (این قدر از این دختر بدم میاد تا یه بازیگر میبینن شروع میکنن جیغ داد و خلاصه خودشون رو گم میکنن.........) دیگه ایشون سر صحبت رو باز کردن..........اخه چه قدر مهربون بودن
+ نوشته شده در  ساعت 16:51  توسط گیتی